یک سوال:اگر بجای جمهوری اسلامی همان رژیم پهلوی بر مملکت حکم فرما بود آیا با این شرایطی که امروزه از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... پیش آمده و روز به روز هم به مصائب صعب الجبران آن افزوده می شود، باز مراجع بزرگوارمان سکوت پیشه می کردند؟ آیا باز کسی هست که بر روی منبر امامه از سر بگیرد و فریاد بر آرد که به داد اسلام برسید! به داد مردم برسید ! آیا باز کسی هست یا ....
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:37  توسط مجتبی آقاجری
|
خواهش می کنم از دوستان وبلاگ و وبسایت نویس حرفی نزنن که باعث تضعیف نظام بشه. متاسفانه اخیراً برخی از مراجع هم همصدا با غرب می فرمان ما سوء مدیریت داریم ما دچار بحران گرانی و تورمیم و چه و چه . متاسفانه دارن کاری می کنن که آب به آسیاب دشمن ریخته بشه. خواهشاً بخاطر حفظ نظام سکوت کنید.
من نمی دونم بالاخره کی باید مسئولیت این مصائب رو بپذیره. کی باید بگه مقصر منم کی باید عذرخواهی کنه. متاسفم که باید بگم سیلی رو خودمون به نظام زدیم نه اجنبی ها...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 20:21  توسط مجتبی آقاجری
|
" اقدام وقیحانه هنرپیشه فیلم اصغر فرهادی"
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13901028001295
در تاریخ 28/10/90
سوال من اینجاست چرا اصغر
فرهادی !؟ چرا اقدام وقیحانه هنرپیشه فیلم مرحوم ملاقلی پور نباشد ؟ چرا اقدام
وقیحانه هنرپیشه فیلم ابراهیم حاتمی کیا نباشد ؟ اگر دلیل آخرین فیلم کارگردان
باشد که باز هم بیراهه است . اگر ارتباط داشتن این ماجرا با اصغر فرهادی دلیل است
که وا اسفا. ولی یک نکته قابل توجه است که آنقدر این عزیزان از این اقدام که صد
البته مورد پسند من نیز نیست ذوق زده شده اند که بلافاصله به یاد موفقیت اصغر
فرهادی افتادند و آب سردی یافتند بر آتش درونشان که با این ارتباط یک قدم به
پیچاندن نسخه اصغر فرهادی پس از انحلال خانه سینما نزدیکتر شوند.
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 20:11  توسط مجتبی آقاجری
|
مغفولیات (قسمت اول)
مجتبی آقاجری / 27 دی ماه 1390
معمولاً انسان ها چون برای خود حق اظهار نظر قائل هستند،
فکر می کنند آنچه فکر می کنند و رفتار می کنند درست است. حتی دو انسان را نمی توان
در کنار هم تماماً یک فکر دانست. آنقدر تفاوت هست که گاهاً به حذف همدیگر می
انجامد. ممکن است که هدف یکی باشد اما وسیله رسیدن به هدف را خود تشخیص می دهند و
گمان می برند که این تنها وسیله رسیدن به هدف واحد است. موضوع مملکت ما همین است.
طیف های مختلفی هستند که هدف مشترکی مانند سربلندی ایران دارند امام هر یک
استراتژی منحصر به فردی را برای خود در نظر می گیرند و در جهت آن فعالیت می کنند.
حق آزادی بیان حقی غیر قابل انکار است. حقی که هدفش جز
اصلاح امور کشور نیست. اما عده ای گمان می کنند که این آزادی بیان با اسلام منافات
دارند و مخل امنیت کشور می باشد. این گونه افراد گر چه نیت خیر دارند اما حکایت
دوستی آن خرس را یاد آور می شود که برای دفع آن مگس مزاحم از روی صورت صاحب ِ در
حال استراحتش، تصمیم به استفاده از سنگ می گیرد فارغ از اینکه این تصمیم و دلسوزی
به متلاشی شدن مغز صاحبش منجر می شود. این حکایت امروز ماست. جوی در کشور حاکم شده
است که فضای اظهار نظر و بیان اندیشه های مخالف را بسته است. اگر کسی هم دم بر
آورد و مخالفتی کند متهم به نمکدان شکستن و دشمن شاد کردن و مخل امنیت بودن و از
این قبیل مصائب می شود. کار به فحاشی به وی و اهل خانه اش می کشد منزلش آسیب می بیند.
فرقی هم نمی کند روزنامه نگار و نویسند باشد یا طلبه و مرجع تقلید، فرمانده سپاه
یا ارتش باشد یا سیاستمدار، ورزشکار باشد یا فعال اجتماعی.
متاسفانه این کشور راهی را در پیش گرفته که حکومت سابق
در پیش گرفته بود. اگر بگوییم علت آمار بالای مصرف مواد مخدر در کشور چیست و مسبب
کیست؟ اگر بگوییم علت تولید روز افزون خودروهای بی کیفیت و غیر استاندارد و
جلوگیری کردن از ورود خودروهای با کیفیت از خارج و نیز صدور خودروهای مونتاژ داخل
با قیمتی بسیار پایینتر به خارج از کشور چیست و مسبب کیست؟ اگر بگوییم علت این همه
فساد اجتماعی و آمار بالای طلاق و تجاور به عنف و... کدام برنامه و تفکر پشتیبان
است چیست و مسبب کیست؟ اگر بگوییم علت افزایش آمار سرطان و بیمارهای تنفسی در کشور
چیست و مسبب کیست؟ اگر بگوییم فقط بعنوان یک اظهار نظر که نحوه برخورد با معترضان
جریان پس از انتخابات 88 و مخالفان نظام مناسب نبوده ؟ اگر بگوییم روز به روز آمار
نارضایتی مردم از وضعیت معیشتیشان بالاتر می رود؟ اگر بگوییم در سیاست این مملکت
حقه بازی، پارتی بازی، دروغ و افترا فراوان شده است؟ به صراحت و بدون اینکه فکر
کنند و دنبال پاسخ این سوالات و ده ها سوال دیگر باشند، متهم به آب به آسیاب دشمن
ریختن، تضعیف نظام، پیاده شدن از قطار انقلاب، و گاهی ارتداد به علت مغایر بودن
سوالات با اسلام محمدی می شویم و فکر می کنند که با این قبیل رفتارها به نظام و
اسلام خدمت می کنند.
در کجای قرآن آزادی بیان نفی شده است؟ کجای اسلام با
اظهار نظر مخالف، منافات دارد؟ تاریخ اسلام بهترین گواه است که امام علی (ع) با
وجود اینکه خوارج از اسلام خارج شده بودند و گاهاً وی را در مساجد ناسزا می گفتند
از بیت المال محروم نکرد در حالیکه امروز مخالف را به حبس خانگی در می اندازند
بدون تفهیم اتهام و محاکمه! حتی آن یهودی با اینکه اعتراضش وارد نبود اما حضرت را
به دادگاه کشانید چرا که خود حضرت باب انتقاد را باز گذاشته بودند در حالیکه امروز
چه در مطبوعات چه در صدا و سیمای به اصطلاح ملی و چه تریبون های دانشگاهی و ...
کوچکترین انتقادی از مسئولین رده بالای این مملکت بویژه شخص رهبری نمی شود کرد. در
حالیکه ایشان خود شخصاً بیان فرمودند که باب انتقاد حتی به شخص بنده باز است. حال
چه جریانی پشت پرده است که مخالف حرف رهبری عمل می شود الله اعلم. یا اینکه این
تنها حرف است و افکار و دستورات پشت پرده همانیست که با مخالف رفتار می شود!! اولین
و مهمترین اقدام در جهت اصلاح امور از هم گسیخته این مملکت، آزادی بیان است که
بتوان معایب را بازگو نمود. حال هر شخص حقیقی و حقوقی که می خواهد در آن سوی آبها
در بوق آلوده اش بدمد. چرا باید از بیان کاستی ها بخاطر اینکه مبادا مورد سوء
استفاده اجانب قرار گیرد جلوگیری شود. چرا؟؟؟ به جرات می توانم بگویم به بد فضای
آلوده و اوباش گونه ای دچار شده ایم. این فضا را شاه نفهمید یا فهمید و اصلاح
نکرد. ما که این همه خون برای آبیاری این انقلاب که اکنون درختی خشکیده است، داده
ایم چرا؟
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 19:36  توسط مجتبی آقاجری
|
اگر چه تغییر عادات مردم کاری بس دشوار است اما باید دید
آنچه جایگزین می شود توانایی آن را دارد که بهترین و جذاب ترین را نسبت به اثر
گذشته به عنوان یک پدیده ارائه نماید یا خیر؟ این اتفاق پیش از رمضان سال 58 با
جایگزینی صدای استاد شجریان به جای ربنای مرحوم ذبیحی که الحق صدای گیرایی داشتند
صورت گرفت. نکته اینجاست که این جایگزینی، ربنای ملکوتی استاد آواز ایران محمد رضا
شجریان بود نه یک کودک یا شخصی که از روی لجبازی با مردم و هنر ایران زمین مجبور
به چنین کاری می شود.
یک بنای تاریخی مگر در زلزله ای ویران شود که اثری از آن
باقی نماند اگر چه در خاطرات و تاریخ مردم زنده می ماند. ربنای استاد یک اثر ملی
است آن هم از جنس صدا که فنا پذیری در آن معنا و مفهومی ندارد. پس چگونه هیات
حاکمه و مسئولین محترم اینقدر ناشیانه به فکر حذف آن افتاده اند.
ربنایی که زبان قاصر از نقد آن است چه برسد به بیان
ایراد و نقایص آن که بی شک تا کنون کسی بر تارک روشن آن خدشه وارد نساخته است.
ربنایی که همه اش خاطره است از دوران کودکی از دوران افطار کنار سفره پدر و
مادر. ربنایی که با شندیدنش اگر اشک در
چشمانمان حدقه نزند کم لطفی یست ، دوریست از درک و فهم نغمه آسمانی آن.
آقای افتخاری جواب رد دادند، آقای سراج نیز همین طور و
دیگران و آخر کار دست به دامان یک کودکی شدند که بی خبر از همه جا و از روی بازی
گوشی همان ربنای استاد را باز خوانی کرد. قصد من شماطت این کودک نیست و به
خودی خود ایرادی به کار ایشان نمی شود گرفت چرا که تصمیم گیرند نبوده و نیست. مصیبت، لجبازی و گستاخی مسئولین امر
است که از این کودک نا فهم ترند. من یقین دارم که این اثر آسمانی خدشه ناپذیر است
و در دلها خواهد ماند حتی اگر در ستیزه تصمیم گیرندگان (سیستمی) هنر این مملکت باشد.
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج
رندان را مجال شاه نیست
مصیبت از این بالاتر که بانگ ربنای استاد را از شبکه های بی ارزش و چندش آوری چون FARSI 1 بشنویم !!؟ علت این اتفاق چیست ؟ جزء عملکرد نا صحیح و کجسلیقگی مسئولین امر ؟ که برخی از این شبکه ها از این موقعیت سوء استفاده کنند. متاسفم برای این سیستم که سیاسی بازی هایش به حد اعلا رسیده. نمی دانم پس کی می خواهد از اشتباهات خود درس بگیرند...
امیدوارم این لج بازی کودکانه و کجسلیقگی کنار گذاشته شود و دوباره شاهد حضور ملکوتی ربنا از گلدسته های مساجد و ... باشیم. هر چند که اگر این اتفاق هم نیافتد خدشه ای بر ماندگاری اش وارد نخواهد شد.
در پایان حلول ما ه مبارک رمضان 1390 را به همه دوستان عزیزم
تبریک عرض می کنم امیدوارم ما را از دعای خیرتان بی بهره نگذارید.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 9:23  توسط مجتبی آقاجری
|
همینکه غرق رویایی
عجب با حس من جوری
کنارم هستی و تنهام کنارت هستم و دوری
اگر چه چشم بیداره
شب ما ماه و مهتابه
چشات می رقصه با ساعت
چشام سمفونی خوابه
یه چیزی تو نگاه تو
ته نا گفته ها پیداس
چقد راه مونده تا شاید
بفهمم آخر رویاس
چقد نا دیده ها باید
ببینی تا سقوط من
ببینی مرگ بارونُ
رو دست ابر ِ آبستن
به احساس تو مشکوکم
به این آرامش صوری
کنارم هستی و تنهام
کنارت هستم و دوری
تو فالت لحظه درگیره یه آغاز غم انگیزه
یه دستی که تو فنجونِ سکوتت قهوه می ریزه
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 9:44  توسط مجتبی آقاجری
|
روز وصل
دوستداران یاد باد یاد باد آن
روزگاران یاد باد ....
مگر جان برود
تا صوت آسمانی و عاشقانه ی ربنای استاد آواز ایران از دل برود. اگر چه در اتفاقی
عجیب و غیر قابل باور، نسبت به پخش این اثر جاودانه جفا شد اما این صدا لااقل در
فضای خانه ام مثل همیشه طنین انداز است.
اعتقاد سیاسی
استاد هر چه می خواهد باشد اما عدم پخش ربنا و آواز افشاری ایشان که در دل و جان
ما رسوب کرده است چگونه می شود توجیه کرد ؟ ارتباط دادن این دو قضیه با هم جای بسی
شگفتی دارد !!!!!!
امام علی (ع)
چه زیبا فرمودند که: " نبین که می گوید، ببین چه می گوید". فکر
می کنم هر آنچه که می خواستم بگویم در این جمله گهربار گنجانده شده است و نیازی به
وراجی بنده نیست.
ربناي اول،
سوره آل عمران از سوره هاي
مدني - آيه 8
رَبَّنَا لاَ
تُزِغْ قلوبنا بَعْدَ
إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
بارالها ، دل
هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدایت فرمودي ، و به ما از لطف خويش
اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت .
------------
ناي دوم،
سوره مومنون از سوره هاي
مكي - آيه 109
إِنَّهُ كَانَ
فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ ربنا آمَنَّا
فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
زيرا شماييد
كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به
تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف ومهربانی فرما كه تو بهترين مهربانان
هستي .
------------
ربناي
سوم، سوره كهف از سوره هاي مکی -
آيه
10
إِذْ أَوَى
الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رحمه وَهَيِّئْ
لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
آنگاه كه آن
جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند
بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطافرام و بر
ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز
------------
ربناي چهارم ،
سوره بقره از سوره هاي مدني - آيه 250
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ
قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صبرا وَثَبِّتْ
أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
چون آنها در
ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر
و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران یاری فرما
التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 10:52  توسط مجتبی آقاجری
|
روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد ...
راستش هر چی دارم سعی می کنم که لااقل چند خطی رو در مورد فرا رسیدن ماه عزیز رمضان بنویسم که گویای حس و حال کنونی ام باشه، نمی تونم !!! الان که انگشتام به روی صفحه کلید در حرکتن، اشک تو چشام جمع شده. نمی دونم چرا، شاید داغ خاطراتم گل کرده، نمی دونم ...
همینو بگم که تو این ماه عزیز آرومم، عاشقم، از همیشه به خدا نزدیکترم .
خدا رو واسه عمری که بهم داده تا دوباره این ماه رو عاشقی کنم، سپاسگزارم. از دوستای خوبم التماس دعا دارم که منو و همسر و ماحصل عاشقیمون رو که تو راهه، فراموش نکن.
از برکت این ماه استفاده کنیم و واسه عزیزانی که از دستشون دادیم و جای خالیشون کنار سفره سحری و افطار دل رو آتیش میزنه، قرآن بخونیم و به یادشون باشیم.
"به یاد ربنای استاد شجریان"
خوش باشین
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 20:13  توسط مجتبی آقاجری
|
کنار ِ طبیعت ِ وحشی
عطر ِ تلخ و بی روح ِ ستایش
جویبار حادثه های پنهانی
خطوط چهر ه می شوند و کرانه ای تهی
برآمده از درون شکافی ژرف
به انتهای من
به انتهای تو
به نام " ستاره شدن " می نگرد
آنجا که بر نمی تابد
نگاه زخم توشه ی ایمان را
و می نشیند به سادگی
خم به روی قلم خواندگی
که جوهرکی کودن
مرا به سوی خویش می خواند
این فرجام ِ جاودانگیست
آنجا که آینه می شود یک مشت خاکستر
و ازدحام سخن در کویر ِ خشک ِ سینه
رو به شاعرانگی می نهد و
بغل بغل ترانه می خندد
پیداست !!
کودک بی دست و پای دیروز
تندیس میدان فردا می شود
آری ....
این خاطره نیست !
امروز است
داستان نیست !
حقیقت است
تاریخ سرایش : ۳/۵/۸۶
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 21:40  توسط مجتبی آقاجری
|
گفتم به رسم دیرینه دستی به سر و روی وبلاگم بکشم. هر چند که خسته از این دنیای مجازی ام که هر چی کشیدم از ...
سال نو رو به همه دوستای قدیمی که اونا هم مثل من به واقعیت های زندگی پرداختن و دریافتن که این دنیای پر از خوب و بد ( مجازی ) همه چیزشون نیست، و به دوستای تازه وارد که حالا حالاها باید تجربه کسب کنن تبریک میگم.
پس از سالها تلخی و بدکامگی نوروز، نوروز 89 واسم زیبا و دلچسب شد. و امیدوارم برای اونی که فکر میکنه دنیا به آخر رسیده و همه به فکر نارو زدن و خیانت بهش هستن، رنگ دیگه ای به رنگ همه گلهای بهاری داشته باشه.
از دوستای عزیزم می خوام که اگه باحرفی و کلامی رنجوندمشون، منو به مهربونی خودشون ببخشن و از خدای بزرگ می خوام از نافرمانیهایی که در حقش و حقوقش کردم چشم پوشی کنه.
به امید سالی سبزتر از سال پیش و مملو از عشق به همسر، احترام به پدر و مادر و معلم و استاد، و همه آدما ... مملو از تعقل و حقیقت طلبی ...
مجتبی آقاجری
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:55  توسط مجتبی آقاجری
|