X
تبلیغات
آواز باران

آواز باران

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم ...... پوشیده چه گوئیم همینیم که هستیم

فقر و خلط مبحث رایج در جامعه


مدتی هست که دوستان قانع (جاهل) به اوضاع و احوال کنونی، در محافلشان صحبت از صبر می کنند که مبادا فقر ما را از پای در آورد و ایمانمان را به خدا، ولی خدا و تنها حکومت اسلامی خدشه دار کند. چرا که خداوند فرموده از صبر و نماز کمک بجویید.[1] این حرف صحیح است و شکی نیست که هرگز فقر و تنگدستی از ایمان به خدا و انجام دستورات الهی ناشی نخواهد شد. فقر از عدم توجه به رهنمودهای خدا و اولیا اش سر چشمه می گیرد که این سرچشمه از اعمال و رفتار خود ما به جوش آید. از این روی هرگز نباید در گرفتاری ها خدا را سرزنش کنیم چرا که او منشاء نبوده و نیست بلکه باید خویش را تشر زنیم که خود کرده را تدبیر نیست.

نتیجه اینکه برای مقابله با فقر در وهله اول باید صبر و تقوای الهی پیشه گیریم و دوم به رفع منشاء فقر که مادی و به دست خود ما حاصل شده است همت گماریم که خداوند متعال فرموده:"پس از سختی آسانی است"[2].

اگر به ریشه های ایجاد فقر نپردازیم یعنی برای مقابله با آن تدبر کنیم این صبر به فجر منجر نخواهد شد. این را نیز خداوند به ما آموخته است که "خداوند سرنوشت کسی را تغییر نمی دهد مگر انکه خود بخواهد."[3] اینکه هماره بر انجام اشتباهاتمان پای فشاریم و همان کج راهه را بپیماییم، صراط مستقیمی نخواهیم دید. این همان خلط مبحثی است که هدف این مقاله می باشد. کدام خلط مبحث؟ اینکه خود را مشغول به صبر بدون تدبر در منشاء گرفتاریها کنیم و مدام بگوییم که مواظب ایمانمان باشیم. مواظب ایمانمان باشیم. مواظب ایمانمان باشیم...

این مثل دو دو تا چهارتاست که با ابزار شیطانی (یعنی عدم تدبر در منشاء گرفتاریها) به هدف الهی (یعنی خوشبختی و سعادت) نمی رسیم. حال چرا دل به این خلط مبحث خوش کرده ایم نمی دانم. الله اعلم...

سایت پاسخگو این مبحث را از جهت نقلی بررسی نموده است.[4] این سایت می گوید: آیات و روایات فراوانی (هست که) مسلمانان را به کار و تلاش و تجارت و کسب مال حلال سفارش کرده و جامعه را از فقر و تنگدستی بر حذر داشته (است.) فقر را خطرناک ترین دشمن تکامل انسانی و موجب عقب ماندگی فکری و انحطاط عقلی و اخلاقی و باعث از دست رفتن سلامت جسمی معرفی کرده است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "از فقر به خداوند پناه ببرید که باعث عقب ماندگی و نارسایی در امور دینی و موجب پریشانی عقل و نارسایی فکر است".

نیز فرمود: "فقر و تنگدستی زبان افراد زیرک و باهوش را می بندد و آنان را از بیان دلیل گنگ و لال می گرداند. شخص فقیر در شهر خود نیز غریب است".

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده کال و ثروت، موجب حفظ کمال و عزت و تقوا است.

مسئلة اقتصاد و فقر زدایی به قدری دارای اهمیت است که از آن حضرت نقل شده: "فلو لا الخلبز ما صلّینا و لا صمنا و لا أدّینا فرائض ربّنا؛ اگر نان نبود - و شکم ها گرسنه بود - از نماز و روزه و انجام سایر فرائض و واجبات خبری نبود". با وجود این که اقتصاد و حل مشکل فقر و بیکاری اهمیت فراوانی دارد، ولی بدتر از فقر،‌ نداشتن برنامة صحیح اقتصادی و جدولی متناسب با درآمد ها برای مخارج و هزینه های زندگی است. خطری که اسراف و ریخت و پاش ها، زندگی فرد و جامعه را تهدید می کند، به مراتب زیادتر از فقر است. کشورهای اسلامی همانند ایران به صورت طبیعی، فقیر نیستند. اما سوء تدبیر و نداشتن برنامه ریزی صحیح اقتصادی،‌ وابستگی های همه جانبه را برای آنان فراهم ساخته است. در حدیث صحبت از توسعة سیاسی نیست بلکه "سوء التدبیر" یعنی نداشتن برنامه یا برنامة نادرست است و به قرینة بحث فقر، منظور، سوء تدبیر در امور اقتصادی است.

عقیده بنده نیز همین است که متاسفانه امروز گرفتار سوء تدبیر شده ایم و مدام به کج راهه ای که سالها رهنمودمان شده پای می فشاریم. این صبر به حکم تاریخ چند صباحی می تواند مسکن باشد اما در آخر به فوران سوالات لاینحل منجر خواهد شد. از این روی باید دست به اصلاح ساختاری زد تا بی اخلاقی که ریشه بسیاری از مصائب کنونی است از جامعه رخت بر بندد. تا لااقل تعدادی از شعارهای رفاهی اول انقلاب محقق شود و انسانیت بماند برای بعد. تا لااقل دنیایمان را به برهوت مبدل نسازیم. تا لااقل ادله ای بیابیم برای حفظ نظام.

 



[1]- سوره بقره آیه 45

[2]- سوره شرح آیه 5

[3]- سوره رعد آیه 11

[4]- سایت پاسخگو شماره مطلب 1898


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 13:18  توسط مجتبی آقاجری   | 

سقف اوضاع و احوال مملکت سوراخ شده


سقف اوضاع و احوال مملکت سوراخ شده و شوربختانه کاسه به دست در تب و تاب پنهان کاری و فرار از مشکلات صعب العبور. هر کسی هم کار خودش را می کند. ساز خودش را می زند. این یعنی توسعه!؟ یعنی پیشرفت!؟ نمی دانم معیارهای توسعه یافتگی که ازش دم می زنیم چه ها هستند! بگویند شاید دنیا هم پیروی کند و از بحرانی که مدام تلویزیون توی بوق و کرنا کرده نجات پیدا کند. رسانه به ظاهر ملی هم که یک چیز را می گوید و بطن جامعه یک چیز دیگر.

این سوء مدیریتی که سالهاست باعث آلودگی عجیب هوا شده و مرگ تدریجی را نثار مردم کرده، چه باید نامید؟ من مانده ام با چه رویی هر روز چشم به چشم مردم می دوزیم و دم از خدمت می زنیم! دم از بایدها و نبایدها می زنیم که این باید بشود آن نباشد بشود اما ...


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 22:53  توسط مجتبی آقاجری   | 

انسانیت پیش کش...


امام در ابتدای انقلاب 57 گفتند دلخوش نباشید که دنیای شما را می سازیم بلکه می خواهیم شما را به مقام انسانیت برسانیم. متاسفانه انحراف پس از آن به اینجا رسید که باید بگوییم دنیای ما و معیشت ما که به اینجا رسید؛ معنویت و انسانیت پیش کش...


پانوشت:

البته وعده آب و برق مجانی و این چیزها را در 8 اسفند آقای عباس امیرانتظام که سخن گوی دولت موقت بودند گفتند که امام در 12 اسفند به نوعی اصلاحیه بر این وعده زدند که دلخوش به این اقدامات دنیوی نباشید بلکه ما هدفان انسانیت و اعتلای معنویت است. علی ایحال فرقی هم ندارد که اصل ماجرا چه بوده مهم این است که به حکم عقل امام قبول داشتند که در کنار مرفه سازی زندگی و معیشت مردم، عظمت بخشیدن به روح و انسانیت هم هدف اصلی است که متاسفانه امروزه داریم خلاف آن را با پوست و گوشت لمس می کنیم و بهانه کردیم که دو قشر باعث این اوضاع شده یکی معاندان خارجی و دیگری معاندان داخلی. قضاوت با شما...


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 11:38  توسط مجتبی آقاجری   | 

هفته دفاع مقدس


داشتم درد و دل های پرویز پرستویی رو توی برنامه ای می دیدم و می شنیدم که این به ذهنم رسید:

این همه جار می زنیم اومدن هفته دفاع مقدس رو هر سال اما آیا کمی به فکر راحتی دو روزه ی اون جانباز شیمیایی که وقتی توی خیابان با اون تجهیزات راه می ره فکر می کنیم یه شمپاشه، هستیم !؟ اون جانباز شیمیایی که پدرش بخاطرش سه تا خونه ش رو که ما توی تهیه یه اتاقش توی این دوره زمونه عاجزیم، فروخته ! و اون قطع نخاعی که در جواب ایثارش بعضیا راس راس راه میرن و به عالم و آدم دروغ میگن ! نیازی به جار و جنجال کلیشه ای هر ساله ندارن. فقط دو روز باقی مونده رو آسایش می خوان، آرامش می خوان، بلخند مردم رو می خوان، مردم رو می خوان...

به یاد همه عزیزانی که ماندنی شدن و ما با پیچ و خم روزگار رفتیم...


+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 10:8  توسط مجتبی آقاجری   | 

مگر می شود


مگر می شود دیندار بود و به سرفکندگی در برابر جور عادت کرد؟

مگر می شود دیندار بود و نسبت به بی عدالتی و حق کشی سکوت کرد !؟

مگر می شود دیندار بود و نسبت به رواج دروغ، افترا، تهمت و بی اخلاقی در جامعه بی اعتنایی کرد؟

مگر می شود دیندار بود و از مقابل این همه فساد اجتماعی و فرهنگی به سادگی عبور کرد؟

مگر می شود دیندار بود و برابر معیشت اسفبار یک هموطن بی مسئولیت بود ؟

این دینی که من می شناسم چنین چیزی در آموزه هایش یافت نمی شود. پس از کجا امده این تحمل نافرجام ؟ از کجا آمده این دلیل سکوت ؟

فقط همین را بلدیم که اعتراضات یونان و اسپانیا و ... را نشان بدهیم و در بوق و کرنا کنیم که دنیا به سمت انقلاب و بیداری اسلامی و انسانی در حرکت است. اما خودمان چه؟ آیا کسی جرات گردهمایی جند نفره را به خاطره اعتراض به اوضاع بد اقتصادی دارد !!؟ شما قضاوت کنید ...


ماه مبارک رمضان ما را بیش از پیش به حقیقت نزدیک می کند.

خدایا ... ای فریاد رس فریاد خواهان. به فریاد درماندگان برس.

قرار بود نمایندگان ظاهری تو بر این خاک آسمانی کاری برای اعتلای اش بکنند. پس چه شد ؟ پس چه شد ؟ پس چه شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 19:17  توسط مجتبی آقاجری   | 

رمضان را دریابیم؛ خدایا به تو پناه می بریم...


مایه تأسف است که پس از سه دهه از انقلاب اسلامی که با آرزوی فقر زدایی و برقراری عدالت اجتماعی بر پا شد هنوز شاهد چنین مسائلی باشیم.

آیت الله موسوی اردبیلی


علمای دینی که این مصائب را می بینند یا دیده اند و دم فرو بسته اند، به چه فکر می کنند؟ علمای دینی که چشم امید مردم بعد از خدای فریاد رس بدانهاست از چه رضایت دارند که از رسالت خود فاصله گرفته اند. رسالتی که در تاریخ علمای شیعه همواره بدان مفتخر بوده ایم. آیا این فقر دامنگیر مرضی خدا و رسول اوست؟


خدایا رمضان امسال را خالصانه به تو پناه می بریم که بدجور این ممکلت که دلها بدان بسته بودیم غرق در فساد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی شده است. هر چند پای این سرزمین آسمانی تا رسیدن به سر منزل مقصود هستیم و برای سربلندی و رفع مصائبش تلاش می کنیم.


در پای سفره های خاطره انگیز سحر و افطار، در آینه اشکی که با شنیدن نوای ربنای استاد شجریان و دعای سحر بر گونه جاری می شود و هزاران زیبایی دیگر این ماه با برکت، ما را از دعای خود بی بهره نگذارید.

التماس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391ساعت 20:49  توسط مجتبی آقاجری   | 

ما را چه شده است!!

ما را چه شده است که این همه درد و رنج خود کرده را تحمل می کنیم و دم بر نمی آوریم !؟


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 23:1  توسط مجتبی آقاجری   | 

یک سوال

یک سوال:

اگر بجای جمهوری اسلامی همان رژیم پهلوی بر مملکت حکم فرما بود آیا با این شرایطی که امروزه از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... پیش آمده و روز به روز هم به مصائب صعب الجبران آن افزوده می شود، باز مراجع بزرگوارمان سکوت پیشه می کردند؟ آیا باز کسی هست که بر روی منبر امامه از سر بگیرد و فریاد بر آرد که به داد اسلام برسید! به داد مردم برسید ! آیا باز کسی هست یا ....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:37  توسط مجتبی آقاجری   | 

یه خواهش

خواهش می کنم از دوستان وبلاگ و وبسایت نویس حرفی نزنن که باعث تضعیف نظام بشه. متاسفانه اخیراً برخی از مراجع هم همصدا با غرب می فرمان ما سوء مدیریت داریم ما دچار بحران گرانی و تورمیم و چه و چه . متاسفانه دارن کاری می کنن که آب به آسیاب دشمن ریخته بشه. خواهشاً بخاطر حفظ نظام سکوت کنید.

من نمی دونم بالاخره کی باید مسئولیت این مصائب رو بپذیره. کی باید بگه مقصر منم کی باید عذرخواهی کنه. متاسفم که باید بگم سیلی رو خودمون به نظام زدیم نه اجنبی ها...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 20:21  توسط مجتبی آقاجری   | 

ذوق زدگی در تیتر زدن خبرگزاری فارس

" اقدام وقیحانه هنرپیشه فیلم اصغر فرهادی"

http://farsnews.com/newstext.php?nn=13901028001295

در تاریخ 28/10/90

سوال من اینجاست چرا اصغر فرهادی !؟ چرا اقدام وقیحانه هنرپیشه فیلم مرحوم ملاقلی پور نباشد ؟ چرا اقدام وقیحانه هنرپیشه فیلم ابراهیم حاتمی کیا نباشد ؟ اگر دلیل آخرین فیلم کارگردان باشد که باز هم بیراهه است . اگر ارتباط داشتن این ماجرا با اصغر فرهادی دلیل است که وا اسفا. ولی یک نکته قابل توجه است که آنقدر این عزیزان از این اقدام که صد البته مورد پسند من نیز نیست ذوق زده شده اند که بلافاصله به یاد موفقیت اصغر فرهادی افتادند و آب سردی یافتند بر آتش درونشان که با این ارتباط یک قدم به پیچاندن نسخه اصغر فرهادی پس از انحلال خانه سینما نزدیکتر شوند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 20:11  توسط مجتبی آقاجری   |